ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

108

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

( 1 ) 78 - حسين از عبد اللّه ما را حديث كرد كه مىگفته است ابراهيم بن سعيد از ابو احمد از فطر ما را حديث كرد كه مىگفته است ابو اسحاق براى او از گفته مردى كه پس از ضربت خوردن على عليه السّلام به ديدن ابن ملجم رفته است نقل كرده است كه آتش گرفته و چهره‌اش سياه بوده است . ( 2 ) 79 - حسين از گفته عبد اللّه ما را حديث كرد كه مىگفته است ، پدرم از قول هشام بن محمد ، از ابى عبد اللّه جعفى ، از جابر جعفى چنين نقل مىكرد ، كه كسى به ابن ملجم آنگاه كه به حضور على بن ابى طالب عليه السّلام آمده است نگريسته و مىگفته است ، كه ابن ملجم مردى خوش چهره و گندم‌گون و گشاده‌روى بود ، موهاى او تا لالهء گوشش مىرسيد و بر پيشانيش نشان سجده ديده مىشد . ( 3 ) 80 - حسين از عبد اللّه ما را حديث كرد كه مىگفته است عباس بن هشام از گفته پدرش از ابو بكر بن عياش برايم نقل كرد كه مىگفته است گروهى از مردم قبيله مراد يمن كه عبد الرحمن بن ملجم هم ميان ايشان بود به مدينه آمدند و چون مقابل عمر بن خطاب ايستادند پرسيد شما از كدام قبيله‌ايد ؟ گفتند از مراد ، گفت تا امروز چهره‌هايى به اين زشتى و ناشناسى نديده‌ام ، و اين سخن خود را چند بار تكرار كرد و سپس به آنان گفت از مدينه بيرون برويد و خود را به مصر برسانيد ، گويد سيدار بن حمرار هم ميان ايشان بود و او همان كسى است كه به روز كشته شدن

--> درخت خرماى سوخته سياه شده بود . چون مطالب تعليقه تكرارى بود در ترجمه حذف و تلخيص صورت گرفته است .